مدرسه عشق آخرین مطالب نويسندگان 20 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
صبر و استقامت در كربلا![]() برای مقابله با فشارهای درونی و بیرونی و غلبه بر مشکلات در راه رسیدن به هدف، پایداری و استقامت لازم است. بدون صبر، در هیچ کاری نمیتوان به نتیجه مطلوب رسید. برای این که مصیبتهای وارده و دشواریهای راه، انسان را از پای در نیاورد، باید صبور بود. صبر، دعوت دین در همه مراحل است و در عاشورا نیز با این جلوه عظیم روحی رو به رو هستیم و آنچه حماسه کربلا را به اوج ماندگاری و تاثیرگذاری و فتح معنوی رساند، روحیه مقاومت امام حسین علیهالسلام و یاران و همراهان او بود. امام از آغاز، نیروهایی را به همراهی طلبید که مقاوم باشند. در یکی از منزلگاههای میان راه فرمود: «ایها الناس! فَمَن کانَ مِنکُم یَصبِرُ علی حَدِّ السَّیفِ و طَعنِ الاسِنَّةِ فَلیَقُم مَعَنا و اِلا فَلیَنصَرِف عَنّا.» (1) ای مردم! هر کدام از شما که تحمل تیزی شمشیر و زخم و ضربت نیزهها را دارد همراه ما بماند، و الا باز گردد! با توجه به این که صحنه کارزار، همراه با زخم و ضربه و مرگ و تشنگی و درگیری و اسارت و صدها خوف و خطر است، امام حسین علیهالسلام شرط همراهی را «صبر» دانست، تا یاران صبورش تا نهایت کار، بمانند. شعار ایستادگی در خطبههای امام و رجزهای آن حضرت و دیگر شهداء دیده میشود. از سفارشهای اکید امام به همرزمان و خواهر خویش و دیگر زنها و دختران حاضر در صحنه، به ویژه در مرحله پس از شهادت، موضوع صبر بود. روز عاشورا، در خطبهای به یاران خویش فرمود: «صَبراً بَنیِ الکِرام! فَما المَوتُ الاّ قَنطرةٌ تَعبُرُ بِکم عَنِ البُوُسِ و الضَّراءِ اِلی الجَنانِ الواسِعَةِ و النَّعیمِ الدّائمَةِ» (2)؛ صبر و مقاومت کنید، ای بزرگ زادگان! چرا که مرگ، تنها یکی است که شما را از رنج و سختی عبور میدهد و به سوی بهشت گسترده و نعمتهای همیشگی میرساند. در توصیهای که حضرت خطاب به خانواده خود داشت فرمود بنگرید، هرگاه که من کشته شدم، به خاطر من گریبان خود را چاک ندهید و صورت مخراشید. (3) ![]() روز عاشورا پس از نماز با یاران، باز هم دعوت به صبر داشت: «فَاتَّقوا اللهَ و اصبِروا.» (4) یاران نیز در رجزهای خویش شعار مقاومت و پایداری سر میدادند. خالد بن عمر، میگفت: ای بنی قحطان! برای کسب رضای رحمان و رسیدن به مجد و عزت صبر کنید. سعد بن حنظله چنین رجز میخواند: صبراً علی الاسیافِ و الاسِنَّه صبراً عَلیها لِدُخُولِ الجَنَّه (5) برای رسیدن به بهشت، بر شمشیرها و نیزهها صبر میکنم. از زمزمههای عرفانی خود آن حضرت در واپسین دم حیات نیز که بر زمین افتاده بود، همین صبر بر قضای الهی به گوش میرسید: «صَبراً عَلی قَضائکَ یا ربِّ، لا اِلهَ سِواکَ... صَبراً عَلی حُکمِکَ یا غِیاثَ مَن لا غِیاثَ لَهُ.» کسی که صبر داشته باشد، هم تحمل درد و مصیبتش بیشتر میشود و هم به دیگران روحیه میدهد. حضرت علی علیهالسلام فرموده است: «اَلصبرُ یُهَوِّنُ الفَجیعَةَ» (6)؛ مقاومت، فاجعه و حادثه ناگوار را آسان و قابل تحمل میکند. سختترین ضربههای روحی و مصیبت شهادت فرزندان و یاران، بر امام حسین علیهالسلام وارد شد. ولی در همه آنها خود را نباخت و مقاومت و ایستادگی کرد و تن به تسلیم و ذلت نداد. جملات آن حضرت در مورد صبر بر داغ عزیزان و شهادت همراهان بسیار است و از آغاز نیز خود را برای تحمل این پیشامدها آماده کرده بود. هنگام خروج از مکه در خطبهای که خواند و اشاره به آینده حوادث و پیشگویی شهادت خویش داشت، فرمود: «نَصبِرُ عَلی بَلائهِ و یُوَفّینا اُجُورَ الصّابِرین» (7)؛ ما به رضای خدا رضاییم، بر بلای او صبر میکنیم، او نیز پاداش صابران را به ما میدهد. در شب عاشورا به خواهرش زینب و دیگر بانوان توصیه فرمود: این قوم، جز به کشتن من راضی نمیشوند، اما من شما را به تقوای الهی و صبر بر بلا و تحمل مصیبت وصیت میکنم. جدمان همین را وعده داده و تخلفی در آن نیست. (8) روز عاشورا، حضرت علیاکبر را به تحمل و مقاومت در برابر تشنگی فرا خواند «اِصبِر یا حَبیبی ...» (9) و نیز فرزند امام حسن را نیز که پس از نبردی، تشنه خدمت امام آمد و آب طلبید، به صبر دعوت کرد «یا بُنیَّ اِصبِر قَلیلاً.» (10) پس از شهادت قاسم، عموزادگان و اهلبیت خود را به صبر دعوت کرد؛ «صَبراً یا بَنی عُمُومَتی، صَبراً یا اَهلَ بَیتی.» (11) در آخرین وداع، دخترش سکینه را نیز به صبر بر تقدیر الهی و زبان نگشودن به شکوه و اعتراض دعوت کرد: «فَاصبِری عَلی قَضاءِ اللهِ و لا تَشتَکی.» (12) از زمزمههای عرفانی خود آن حضرت در واپسین دم حیات نیز که بر زمین افتاده بود، همین صبر بر قضای الهی به گوش میرسید: «صَبراً عَلی قَضائکَ یا ربِّ، لا اِلهَ سِواکَ... صَبراً عَلی حُکمِکَ یا غِیاثَ مَن لا غِیاثَ لَهُ.» (13) در بازماندگان یک مصیبت نیز، داشتن صبر و از کف ندادن قرار و اختیار و تسلیم تقدیر الهی بودن و به حساب خدا گذاشتن، هم پاداش بزرگ دارد، هم تحمل داغ شهادت و فقدان عزیزان را آسان میسازد، به خصوص آنجا که ایمان یک بازمانده بالا باشد و اجر خویش را با بیصبری و اعتراض، از بین نبرد. عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زینب) که در مدینه مانده بود، دو فرزندش در کربلا در رکاب امام حسین عليه السلام شهید شدند. برخی به او زخم زبان میزدند. اما او با ایمان و صبر والا، داغ دو جوان را تحمل میکرد و میگفت: آنچه شهادت این دو فرزند را بر من آسان و قابل تحمل میسازد آن است که آن دو، در کنار برادرم و پسر عمویم حسین بن علی علیهماالسلام کشته شدند، در حالی که نسبت به او مواسات و از جان گذشتگی نشان دادند و در کنار او صبر و مقاومت کردند. (14) صبر و پایداری شهدای کربلا و بازماندگان آنان به عنوان یک «مقام» و خصلت برجسته و ارزشمند به ثبت رسید. در زیارتنامههای آن شهدا، از آنان به عنوان مجاهدانی که صابر بودند یاد شده است. در زیارت امام حسین علیهالسلام عرض میکنیم: «فجاهَدُهُم فیکَ صابِراً مُحتَسِباً حَتی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُهُ.» (15) درباره حضرت عباس علیهالسلام درخواست اجر الهی برای او به خاطر صبر و احتساب (تحمل سختیها به خاطر خدا و به حساب او و خالصانه) مطرح است. (16) و نیز این تعبیر که «فَنِعمَ الصابِرُ المُجاهِدُ المُحامِی النّاصِر... .» (17) ![]() حادثه کربلا آموزگار مقاومت است و فهرمانان عاشورا، الهام دهندگان صبوری و شکیبایی، و خانوادههای شهدا نیز از صبر زینب کبری صبوری آموختند و پدران و مادران و همسران. داغ جوانان خویش را با الهام از کربلا تحمل کردند. امام امت، در ترسیم صبر و مقاومت مردم ایران در برابر حملات دشمن به شهرها، از صبر و پایداری آنان ستایش کرده، میفرماید: مبارک باد بر خانوادههای عزیز شهدا، مفقودین و اسرا و جانبازان و ملت ایران که با استقامت و پایداری و پایمردی خویش به بنیانی مرصوص مبدل گشتهاند که نه تهدید ابرقدرتها آنان را به هراس میافکند و نه از محاصرهها و کمبودها به فغان میآیند... زندگی با عزت را در خیمه مقاومت و صبر، بر حضور در کاخهای ذلت و نوکری ابرقدرتها و سازش و صلح تحمیلی ترجیح میدهند.(18)
پينوشتها: 1- ینابیع المودة، ص 406 . 2- نفس المهموم، ص 135 . 3- لهوف، ص81 . 4- بحارالانوار ج 45، ص 89 . 5- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 101 . 6- غرر الحکم. 7- بحارالانوار، ج 44، ص 367 . 8- موسوعة کلمات الامام حسین، ص 400 . 9- بحارالانوار، ج 45، ص 45 . 10- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 45 . 11- همان، ص 465 . 12- همان، ص 490 . 13- مقتل الحسین، مقرم، ص 357. 14- یهون علی المصاب بهما انهما اصیبامع اخی و ابن عمقی مواسین له، صابرین معه (وقعة الطف، ص 274) 15- مفاتیح الجنان، زیارت اربعین، ص 468 . 16- همان، زیارت حضرت عباس علیهالسلام، ص 435 . 17- همان، ص 436 . 18- صحیفه نور، ج 2، ص 59 .
منبع: پيامهاي عاشورا، جواد محدثي . 13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
Macromedia Flash Player را همه می شناسید . این نرم افزار یکی از قدرتمند ترین ؛ رسا ترین ؛ استوار ترین نرم افزارهایی است که به بهترین وجه به خواسته های سیستم عامل ،مرورگر ، تلفن های همراه و دیگر سیستمها پاسخ می دهد . فلش پلیر بطور کاملا تهییج کننده قابلیتهایی از جمله : موتور ترجمه متن پیشرفته ، قابلیت جدیدی در فشرده سازی و بازنمودن فایلهای فشرده صوتی تصویری، کانال ویدویی 8 بیت آلفا و بهبود عملکرد و امنیت ، را به شما می بخشد. از آنجاییکه این نرم افزار بر روی 98% سیستمهای ثابت و همراه متصل به اینترنت نصب شده است ، فلش پلیر پایه اساسی پلت فرم فلش بوده و کابران را قادر می سازد تا چه از نظر شخصی و چه از نظر سازمانی ، بتوانند تجربیات خود را بصورت دجیتالی به دیگران منتقل نمایند. ادامه مطلب ... 13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
با وجود این همه نرم افزار اجرایی فایل های مالتی مدیا انتخاب یکی از آن ها کار بسیار دشواری به نظر می آید. نرم افزاری که در عین کارآیی بالا، حجم پائینی داشته و قادر به پخش اکثر فرمت ها هم باشد. همان طور که همه می دانیم نرم افزار های زیادی در این زمینه وجود دارند. JetAudio ، Windows Media Player ، WinDVD ، PowerDVD و ... معروفترین آن ها به شمار می آیند. اما مهم ترین مشکلی که این نرم افزار ها دارند این است که هم حجمی نسبتا سنگین دارند و هم قادر به پخش بسیاری از فرمت ها نیستند. نرم افزاری موجود به نام KMPlayer موجود است که هم کم حجم می باشد و هم قادر به پخش تقریبا 99 دردصد فرمت های صوتی و تصویری است. نرم افزار بسیار ساده اما در عین سادگی با کارآیی بسیار بالا. هرکاربری که یک بار KMPlayer را تجربه کند مطمئنا انتخاب اولش همیشه همین نرم افزار خواهد بود. اساس کار KMPlayer با این تفکر بنیان نهاده شده که بتواند هر فرمت صوتی و تصویری را اجرا نماید. این نرم افزار با Decode کردن فرمت های مختلف کاربران را قادر می سازد تا هرفرمتی را که بخواهند اجرا نمایند. VCD ها و DVD ها هم با بهترین کیفیت ممکن می توانند اجرا شوند. پوسته های بسیار زیاد نرم افزار می توانند هرکاربری را به سمت خود جذب نمایند. ادامه مطلب ... 13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
نرم افزاری كه به تازگی نسخه به روز شده آن برای مشاهده و مدیریت فایل های PDF ارائه شده است Adobe Acrobat Reader v9.3 نام دارد . كاربران در این ابزار فقط قابلیت مشاهده فایل های PDF را دارند . اما نمی توان از امكاناتی مانند چاپ اسناد، برش آن ها، كپی محتویات و بسیاری قابلیت دیگر چشم پوشی كرد. مهم ترین قابلیتی كه در این ابزار و در نسخه جدید ارائه شده است مدیریت اسناد و آپلود و ساخت آن ها در سایت Acrobat.com است . ادامه مطلب ... 13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
گم شده در عرفات شهيد آويني به جشن عروسي که مي رفت وقتي شيريني يا شکلات به ايشان تعارف مي کردند برمي داشت. شيريني و شکلات را نمي خورد و حتي به ميزبان مي گفت: مي توانم يک دانه ديگر بردارم؟ و آن شخص با کمال ميل مي گفت: برداريد. مي گفت: من اين را برمي دارم که با خانم و بچه هايم ميل کنيم. به ما توصيه مي کرد: اين خيلي مهم است که آدم شيريني هاي زندگي اش را با خانواده اش تقسيم کند و فقط به فکر خودش نباشد. اين در ايجاد مودت بين زن و شوهر مؤثر است. يک چيز ديگر که مي گفت خيلي موثر است، خواندن نماز جماعت با خانواده است که خيلي در ايجاد الفت بين اعضاي خانواده کمک مي کند. غير از آن که روحيه عبادي هم حفظ مي شود.
13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
اگرچه آیتالله العظمی خامنهای (مد ظله العالی) درس طلبگی را در مشهد آغاز كردند و بخش عمدهی تحصیل و تدریس ایشان در مشهد بود، اما دوران تحصیل ایشان در قم از مهمترین دوران طلبگی و علمی ایشان به شمار میرود. حضور در درس آیات عظامی همچون بروجردی و حائری و امام و نیز پیوستن ایشان به نهضت امام خمینی، محصول همین دوره از زندگی رهبر انقلاب است. ایشان خود در خاطراتشان دربارهی چگونگی عزیمت به قم میگویند: «در سال 36 به سفر عتبات مشرف شدیم. من مایل بودم كه در نجف بمانم، ولی پدرم موافقت نكردند و من بعد از مدت كوتاهی به مشهد بازگشتم. در سال 37 از پدرم اجازه گرفتم و به قم رفتم و تا سال 43 در قم بودم.»1 «من هم كه به قم رفتم، تردید نكردم كه به درس ایشان بروم. از اول در درس ایشان حاضر میشدم و تا آخر كه در قم بودم، به یك درس ایشان مستمرّاً میرفتم. ایشان هم روی من خیلی اثر داشتند.»3 آیتالله خامنهای حتی خود را منحصر به فیضیه نیز نكرده بودند. چنانكه در دیدار با آیتالله العظمی گلپایگانی میفرمایند: «بنده یادم هست كه در این حوزهی شریف، آن وقتی كه ما اینجا مشغول درس و بحث بودیم، اولین مدرسهی منظم و برنامهدار را -حتی قبل از مدرسهی حقانی- حضرتعالی ایجاد كردید. ما این را همیشه در مجامع گوناگونی هم كه در تهران بوده، گفتهایم. اینجا هم در جلسهای بحث بود، به آقایان گفتیم. این نشاندهندهی آن است كه نظر شریف حضرتعالی از قدیم به نظم و ترتیب و امتحان و ادارهی مرتب و منظم طلاب بوده است.» 6 مابقی ماجرا به روایت آقا خواندنی است: «امام در آن اتاق نشستند. طلبهها هم در اتاق پر شدند. من دم در اتاق ایستادم. بقیه نشسته بودند. در همین حین امام شروع به صحبت كردند. صحبتشان این بود كه: اینها رفتنی هستند و شما ماندنی هستید. نترسید. ما در زمان پدر او، بدتر از اینها را دیدهایم. روزهایی بر ما گذشت كه در شهر نمیتوانستیم بیاییم. مجبور بودیم صبح زود از شهر خارج شویم و مطالعه و مباحثهی ما در بیرون شهر بود و شب به مدرسه میآمدیم، چون ما را میگرفتند، اذیت میكردند، عمامهها را برمیداشتند.» 10 پس از ابلاغ این پیام، ایشان برای تبلیغ در ماه محرم به بیرجند میروند. دلیل انتخاب بیرجند از سوی ایشان نیز جالب است: «بيرجند اهميتش از اين نظر بود كه عَلَم آن روز نخستوزير بود و بيرجند پايتخت عَلم بود و استراحتگاه شاه بود و هر وقت شاه و درباریها مىخواستند يك خُرده استراحتى بكنند و اينها، مىرفتند در بيرجند و آنجا در باغهاى عَلَم زندگى مىكردند.» 14 پی نوشت ها :
13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
زندگینامه سردار بدر شهید مهدی باکری تولد و كودكی به سال 1333 ه.ش در شهرستان میاندوآب در یك خانواده مذهبی و با ایمان متولد شد. در دوران كودكی، مادرش را – كه بانویی باایمان بود – از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رسانید و در دوره دبیرستان (همزمان با شهادت برادرش علی باكری به دست دژخیمان ساواك) وارد جریانات سیاسی شد. فعالیت های سیاسی – مذهبی پس از اخذ دیپلم با وجود آنكه از شهادت برادرش بسیار متاثر و متالم بود، به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مكانیك مشغول تحصیل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یكی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید را نیز به همراه خود به این شهر آورد. شهید باكری در طول فعالیت های سیاسی خود (طبق اسناد محرمانه بدست آمده) از طرف سازمان امنیت آذربایجان شرقی (ساواك) تحت كنترل و مراقبت بود. پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از كشور فرستاد تا در ارسال سلاح گرم برای مبارزین داخل كشور فعال شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب و به دنبال تشكیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد در آمد و در سازماندهی و استحكام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا كرد. پس از آن بنا به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به مدت 9 ماه با عنوان شهردار ارومیه نیز خدمات ارزندهای را از خود به یادگار گذاشت. ازدواج شهید مهدی باكری مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود. مهریه همسرش اسلحه كلت او بود. دو روز بعد از عقد به جبهه رفت و پس از دو ماه به شهر برگشت و بنا به مصالح منطقه، با مسئولیت جهاد سازندگی استان، خدمات ارزندهای برای مردم انجام داد. نقش شهید در دفاع مقدس شهید باكری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عملیات فتحالمبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف در كسب پیروزیها موثر باشد. در این عملیات یكی از گردانها در محاصره قرار گرفته بود، كه ایشان به همراه تعدادی نیرو، با شجاعت و تدبیر بینظیر آنان را از محاصره بیرون آورد. در همین عملیات در منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد و به فاصله كمتر از یك ماه در عملیات بیتالمقدس ( با همان عنوان) شركت كرد و شاهد پیروزی لشكریان اسلام بر متجاوزین بعثی بود. در مرحله دوم عملیات بیتالمقدس از ناحیه كمر زخمی شد و با وجود جراحتهایی كه داشت در مرحله سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بیسیم هدایت كند. بیانات شهید قبل از شروع عملیات بدر همه برادران تصمیم خود را گرفتهاند، ولی من به خاطر سختی عملیات تاكید میكنم. شما باید مثل حضرت ابراهیم(علیه السلام) باشید كه رحمت خدا شامل حالش شد، مثل او در آتش بروید. خداوند اگر مصلحت بداند به صفوف دشمن رخنه خواهید كرد. باید در حد نهایی از سلاح مقاومت استفاده كینم. ویژگی های اخلاقی شهید باكری، پاسدار نمونه، فرماندهی فداكار و ایثارگر، خدمتگزاری صادق، صمیمی، مخلص و عاشق حضرت امام خمینی( رحمت الله علیه ) و انقلاب اسلامی بود. با تمام وجود خود را پیرو خط امام میدانست و سعی میكرد زندگیاش را براساس رهنمودها و فرمایشات آن بزرگوار تنظیم نماید، با دقت به سخنان حضرت امام ( رحمت الله علیه ) گوش میداد، آنها را مینوشت و در معرض دید خود قرار میداد و آنقدر به این امر حساسیت داشت كه به خانوادهاش سفارش كرده بود كه سخنرانی آن حضرت را ضبط كنند و اگر موفق نشدند، متن صحبت را از طریق روزنامه بدست آورند.
13 آذر 1389برچسب:, :: :: نويسنده : فريدون جهانيان
مـروری بر پیدایش فـرقه بهـاییت در زمان عبدالبهاء بر تعداد بهاییان ایران افزوده شد ، در این زمان علاوه بر یهودیان، زرتشتیان نیز از عمدهترین گروهی بودند که پیرو کیش بهاییت شدند. چنانچه اسماعیل رایین مینویسد :«غالب بهاییهای ایران یهودیان و زرتشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویدهاند در اقلیت میباشند»...
مکتب شیخیه توسط شخصی به نام شیخ احمد احسائی (1242-1116 هـق) از اهالی احساء ، پایه گذاری شد که با ارائه تعبیرات فلسفی و عرفانی جدید درباره مقولاتی مانند ماهیت «روح» ، کیفیت معراج ، مفهوم «هورقلیا» ، «رکن رابع» و «شیعه کامل» و همچنین مقام امام در سلسله مراتب وجودی و نحوه ارتباط با آفریدگار موجبات تغییر و تحول گسترده در اندیشه طیفی از طلاب جوان علوم دینی شد و با اندیشههای جدید تلفیقی راه را برای ایجاد و گسترش نحلههای فکری هموار ساخت. نهایتا آنچه مکتب شیخیه در حوزه اندیشه به عمل آورد، سبب نضجگیری بابیه ـ بهائیه شد.
پس از شیخ احمد احسائی، شاگرد و جانشین او سید کاظم رشتی (1259 هـ . ق) مکتب شیخیه را وارد دوره تازهای کرد و مسئله بابیت و ظهور امام زمان را به نحوی به طلاب و شاگردان خود آموزش داد که تمامی آنها در انتظار ظهور قریب الوقوع امام به سر میبردند و برای دستیابی به مقام «بابیت» و «نیابت» و در جستجوی شیعه کامل و تعیین رکن رابع به عبادات سخت مشغول بودند. در چنین فضایی بود که علی محمد شیرازی ـ شاگرد سید کاظم رشتی ـ ادعای بابیت امام زمان کرد و با گردآوردن جمعی زیاد از پیروان شیخیه به دور خود، مسلک جدیدی را پدید آورد که به «بابیه» معروف شد. البته علی محمد باب پس از مدتی دعوی گرانتری نمود و خود را «قائم آل محمد» خواند . در توقیعی که خطاب به ملا عبدالخالق یزدی نگاشت ، ادعای خود را چنین ابراز کرد :«اننی انا القائم الذی انتم بطهور توعدون» وی سپس خود را «مبشر من یظهره الله» خواند و مانند عیسی ،موسی و محمد بن عبدالله دانست و معتقد شد که با ظهورش دین جدیدی به نام «بیان» تحقق پذیرفته است. از میان ادعاهای چند گانه «باب» آنچه باعث شهرت وی گشت، ادعای «بابیت» وی بود، بر پایه همین ادعا نیز بود که جنبش اجتماعی در خور توجهی پدید آمد و با بیان جنگهای شگفتآوری با قوای دولتی نقاط مختلف کشور به عمل آوردند و در دل حکومتگران وحشتی عظیم پدید آوردند. به دنبال این اقدام کلیه بابیان به همراه رهبرانشان از ایران اخراج شدند و به بغداد گریختند. از این زمان روند تغییر محتوایی جنبش بابیه به فرقه بهائیه آغاز شد. و حمایت دول بیگانه و پشتیبانی آنان از بابیان در به ثمر رسیدن این جریان هویدا گشت فرقه بهائیت: در جریان سرکوب بابیان از سوی دولت، بسیاری به قتل رسیدند، برخی زندانی شدند، گروه کثیری نیز به بغداد گریختند. رهبری بابیانی که به بغداد گریختند بر عهده میرزا یحیی نوری معروف به «صبح ازل» بود. بنا به تصریح اکثر مورخان بابی، میرزا یحیی نوری از طرف علی محمد باب به «وصایت» مأمور و منصوب شده بود و عموم بابیه او را بدین سمت شناختند و او را واجب الطاعه و اوامر او را مفروض الامتثال دانستند. لیکن زورگویی برادر کوچکترش میرزا حسینعلی نوری که به مدت چهار ماه به دلیل اتهام به دست داشتن در حادثه سوء قصد به شاه در زندان به سر میبرد و سپس به مساعدتهای بیدریغ سفیر روس آزاد شده و به بغداد گریخت ، امکان جانشینی علیمحمد باب را از میرزا یحیی صبح ازل گرفت. پس از درگیریها و کشمکشهایی شدید بین دو برادر که در استانبول رخ داد، میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله» ادعای «من یظهره اللهی» نموده و خود را جانشین علی محمد باب و رهبر بابیان خواند و مسلک جدیدی پایهگذاری کرد که به «بهاییت» معروف شد. اختلاف دو برادر و درگیری میان پیروان آنان در استانبول دولت استانبول را مجبور کرد که آنها را ابتدا به ادرنه و سپس از ادرنه بهاییان را به عکا (فلسطین) و ازلیان را به قبرس (ماغوسا) تبعید کند. پس از این واقعه روز به روز از تعداد الزلیان کاسته شد و به واقع با مرگ میرزا یحیی صبح ازل (1330 هـ.ق) ازلیگری هم مرد . در عوض بهائیگری قدرت بیشتری گرفت.پس از مرگ حسینعلی بهاءالله پسر و جانشین او عباس افندی معروف به عبدالبهاء رهبر فرقه بهاییان شد از این زمان به بعد تحرک جدی مبلغان بهایی و به تبع آن رشد بهاییت در ایران آغاز شد و در دوران سلطنت رضا شاه و محمدرضا شاه بهاییان از نفوذ و حمایت فراوان در دستگاه دولتی برخوردار شدند. درزمان رهبری عبدالبهاء، حکومت مشروطه در کشور عثمانی پدید آمد. (1910 م) به این طریق بهاییان به آزادی کامل در نشر عقاید و تعالیم خود نایل شدند. و عبدالبهاء جهت تقویت نفوذ بهاییان در سطح جهان در سالهای (1913-1911 م / 1289-1291 هـ.ق) سفرهایی به کشورهای اروپایی و آمریکایی کرد. در طی این مسافرت عبدالبهاء با برخی از سران مشروطه خواه ایران چون دوست محمدخان معیرالملک داماد ناصرالدین شاه ، سید حسن تقیزاده ، جلالالدوله پسر ظلالسلطان میرزا محمد قزوینی و سردار اسعد ملاقات کرد. در همین سفر بود که وی قبل از رفتن به آمریکا با گروهی از سران پارسی ملاقات کرد. این ملاقاتها بیانگر آن است که عدهای خاص از زرتشتیها و بهاییان و برخی از رجال سیاسی ایران در مقاطع مختلف تاریخ ایران و در ارتباط با تحولات معاصر با یکدیگر همکاری میکردند. در زمان عبدالبهاء بر تعداد بهاییان ایران افزوده شد ، در این زمان علاوه بر یهودیان، زرتشتیان نیز از عمدهترین گروهی بودند که پیرو کیش بهاییت شدند. چنانچه اسماعیل رایین مینویسد :«غالب بهاییهای ایران یهودیان و زرتشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویدهاند در اقلیت میباشند». در سال 1287 هجری ، 250 نفر از زرتشتیان بهایی شدند. که غالب آنها رعایای ارباب جمشید جمشیدیان، ثروتمند مقتدر زرتشتی بودند. ارباب جمشید از جمله شخصیتهای مهم زرتشتی بود که نزد عبدالبهاء از جایگاه والایی برخوردار بود. چنانچه عبدالبهاء مکررا پیروانش را به اطاعات و فرمانبرداری از اوامر او دستور میدهد و میگفت: «خدمت او خدمت من است و صداقت و امانت او صداقت و امانت من ....» گرچه این پدیده را میتوان به شکلهای مختلف تحلیل کرد و برای آن پایههای اجتماعی و فرهنگی فرض نمود، لیکن بررسی این پدیده با تحولات دیگر، موضوع را جدیتر نشان میدهد. همکاری بهاییان با سران اکابر پارسی هند و عضویت آنان در بسیاری از مجامع و انجمن های سیاسی که توسط این گروه تشکل شده بود، حاکی از آن بود که برخی از بهاییان و سران اکابر پارسی هند با همگامی و همکاری هم ، به طور آرام در حال سرمایهگذاری در بخشهایی از جامعه ایران بودند که روند این حرکت در دوره پهلوی به ویژه محمدرضا شاه نمود خود را آشکار کرد. در دوران جنگ جهانی اول فرقه بهایی کارکردهای اطلاعاتی مهمی به سود دولت بریتانیا داشت. این اقدامات کار را به آنجا رسانید که گویا در اواخر جنگ، مقامات عثمانی تصمیم گرفتند عباس افندی را اعدام کنند. اما پیروزی متفقین و شکست عثمانی دولت بریتانیا را بر آن داشت تا به پاس قدردانی از خدمات بهاییان در دوران جنگ، «شهسوار طریقت امپراطوری بریتانیا» را به عباس افندی اعطا کند. اندکی پس از این واقعه کودتای سوم اسفند ماه 1299 رضا خان میرپنچ و سید ضیاءالدین طباطبایی در ایران رخ داد و به انقراض سلسله قاجاریه و آغاز حکومت پهلوی منجر شد. رهبر بهاییان جهان همزمان با حکومت پهلوی، «شوقی افندی» نوه دختری عباس افندی بود. در این دوره به علت برنامهریزیها و سازماندهیهای جهانی که با «نقشه ده ساله» شوقی افندی آغاز شد، رشد بهاییت و گسترش آن شتاب گرفت. چنانکه در اواخر سده بیستم میلادی شمار نهادهای بهایی به بیش از 150 مجمع روحانی ملی و نزدیک به 20 هزار مجمع روحانی محلی رسید شدت تبلیغات و فعالیت بهاییان ، اعتراض شدید علما و روحانیون که در صدر آنان آیتالله العظمی بروجردی مجتهد عالیقدر شیعیان قرار داشت را برانگیخت. پس از ابراز نارضایتیهای شدید آیتالله بروجردی و انجمنها و مجامع مذهبی ضد بهاییگری، حکومت پهلوی ناگزیر به محدود کردن فعالیت بهاییان شد. به دستور شاه، پزشک مخصوص بهایی او، سرلشکر عبدالکریم ایادی مدت کوتاهی ایران را ترک کرد و در ایتالیا اقامت گزید. در 16 اردیبهشت مقامات نظامی ـ سرتیپ تیمور بختیار فرماندار نظامی ایران ، سرلشکر نادر باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش ـ به تصرف و تخریب حظیرهالقدس بهاییان یاری رسانیدند. البته این حرکت تاکتیکی محمدرضا شاه را نباید به هیچ وجه جدی تلقی کرد زیرا پس از این اقدامات نه تنها از حضور بهاییان در دربار و حکومت کاسته نشد، بلکه بیش از پیش قدرت آنان فزاینده شد. عبدالکریم ایادی مجددا به ایران بازگشت و نفوذش در دستگاه دولتی و دربار مستحکم تر شد. محمدرضا شاه وجود بهاییها را در مشاغل و مناصب مهم و حساس دولتی مفید تلقی میکرد و برای آنان هیچ گونه محدودیتی ایجاد نمیکرد و معتقد بود بهاییها علیه او توطئه نمیکنند. بنابراین در دوره او به ویژه در دوره نخست وزیری امیرعباس هویدا (1356-1343 هـ.ش) بهاییها به طرز عجیبی در دستگاه دولتی و دربار قدرت یافتند. این امر نیز به چند دلیل بود: 1. نظر مساعد شاه درباره آنان 2. وجود چهرههای باسواد تحصیل کرده غربی در میان بهاییان 3. وجود افکار و عقاید تجدد خواهانه و دنیاگرایانه در میان آنان 4. تعلق خاطر به ایران و وطن 5. و از همه مهمتر ارتباط قوی و پیچیده بهاییها با دول استعماری و صهیونیسم افزایش قدرت سیاسی بهاییان به توسعه قدرت اقتصادی آنان منجر شد به گونهای که در این زمان اغلب شخصیتهای طراز اول در اقتصاد و سرمایهداری بهاییان بودند. شخصیتهایی چون حبیب ثابت پاسال (مالک بیش از 41 کارخانه عظیم صنعتی و 85% مؤسسات بزرگ خصوصی فعال در کشور) هژبر یزدانی ، منصور روحانی ـ مجری طرح تخریب کشاورزی در ایران ـ عبدالکریم ایادی و غیره از سرمایهدارترین اشخاص بهایی بودند که با سوءاستفادههای مالی و زد و بندهایی در امور اقتصادی نبض اقتصادی کشور را بدست گرفته بودند. در بررسی و عملکرد فرقه بهاییت در ایران، یکی از نکات قابل ملاحظه، ارتباط میان یهودیان و بهاییان و همگانی و همکاری این دو گروه با همدیگر است. گردش یهودیان به بهاییت و نقش آنان در گسترش بهاییگری از نکات بسیار مهم در تحولات معاصر ایران است، که به دور از هر گونه افراط و تفریط باید مورد بازبینی علمی قرار گیرد. به ویژه آنکه ارتباط شبکه بهاییت و صهیونیسم و نقش بهاییان و حمایتهای آنان در استقرار و استمرار حیات دولت اسراییل مطرح شود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران غالب بهاییان، از کشور خارج شدند، برخی نیز اعدام شدند. اعدام یا اخراج بهاییان عموما به مشهورترین و ثروتمندترین خانوادههای بهایی تعلق داشتند که به دلیل تصدی مناصب عالی دولتی و یا دستیابی به ثروتهای عظیم از طریق پیوند با حکومت پهلوی مورد تعقیب قرار گرفتند. افرادی مانند امیرعباس هویدا، حبیب ثابت پاسال ، هژبر یزدانی ، عبدالکریم ایادی ، هوشنگ انصاری و غیره به عنوان شاخصترین چهرههای فرقه بهایی در ایران، تمامی بهاییان ایران نبودند و اعدام یا فرار آنان از کشور به معنی پایان حیات بهاییت در ایران نبود.
موضوعات
پيوندها |
|||
![]() |